تاریخ و عبرت

فروش بحرین در پهلوی ، ترکمنچای قجری و خرمشهر جمهوری اسلامی

فروش با واگذاری سرزمین از هر ننگی بدتر است . هیچ کشوری در دنیا حاضر به پذیرش آن نیست .

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید!

فروش بحرین در پهلوی ، ترکمنچای قجری و خرمشهر جمهوری اسلامی

بررسی حفظ و از دست دادن خاک ایران در تاریخ معاصر طبق اسناد و مدارک تاریخی

کد مطلب : 97050901

کسانی که در برابر قلدری آمریکا و سه کشور اروپایی سر خم می کنند، بهتر است شاهنامه را بخوانند، گرچه افراد ناتوان و سست بنیاد همانند کفتارهای مردار خواری هستند، که توان شکار ندارند و به انگل بودن عادت کردند. آنها سرداران ایران را تمسخر می کنند و از آنها ایراد می گیرند. در تاریخ از این افراد سست عنصر، زیاد داشتیم، که همیشه سر بزنگاه با خیانت خود ایران را سالیان سال عقب انداختند.

این افراد چهار کشور فوق را کل دنیا می پندارند و همیشه این چهار کشور را به عنوان کل دنیا نام می برند.

طرف های جنگ با ایران در این سه موضوع :

طرف جنگ در عهد نامه ترکمنچای : روسیه

طرف تهدید ( حتی به جنگ هم نرسید! ) در فروش بحرین : انگلستان + کشورهای ضعیف عربی شیخ نشین حوزه خلیج فارس

طرف جنگ در خرمشهر : عراق + کل دنیا !  ( آمریکا ، انگلیس ، فرانسه و آلمان از نظر بعضی ها ) به همراه روسیه ، کشورهای ضعیف عربی شیخ نشین حوزه خلیج فارس و دوباره کل دنیا به غیر از سوریه و لیبی که به ایران کمک می کردند !

ندانی که ایران نشست   منست          جهان سر به سر  زیر  دست ِ منست

 هنر   نزد  ایرانیان  است و  بـــس         ندادند   شـیر    ژیان     را    بکــس

 همه   یکدلانند   یـزدان   شناس             بـه   نیکـی  ندارنـد  از  بـد   هـراس

 دریغ است ایـران که ویـران شــود         کنام     پلنگان   و  شیران    شــود

 چـو ایـران نباشد  تن  من مـبـاد             در این بوم و بر زنده یک تن مباد

 همـه روی  یکسر  بجـنگ  آوریــم         جــهان بر   بـداندیـش   تنـگ آوریم

 همه سربسر تن به کشتن دهیم         بـه از آنکه  کشـور به دشمن دهـیم

 چنین  گفت  موبد   که مرد   بنام          بـه از زنـده  دشمـن بر او  شاد  کام

 اگر  کُشــت  خواهــد  تو را روزگــار      چــه  نیکــو تر  از  مـرگ  در کـــار زار

 به هر جا که هستید خروش آورید       جهنده جهان را به جوش آورید

همه یک به یک مهربانی کنید               به کل جهان پاسبانی کنید

به صلح جهانی بکوشید سخت            به فر جهان باور نیک بخت

جهان را بسازید همچون بهشت          مگوئید هرگز سخن های زشت

بگوئید این جمله درگوش باد              چو ایران نباشد تن من مباد

فروش بحرین در پهلوی

به نظر شما کدام حکومت توانست ایران را حفظ نماید؟

البته در زمان قاجار عباس میرزا برای حفظ ایران بسیار کوشید، و همچنین آغا محمد خان قاجار باعث شد که ایران به ده ها تکه تبدیل نشود و در واقع ایران را بصورت یکپارچه در آورد. در مباحث قبلی هم ذکر شده که ما تمامی اعمال آنها را تایید نمی کنیم، اما معدل آنها در تاریخ بسیار قابل قبول بوده .

و اما خاندان پهلوی که با کودتای انگلیسی روی کار آمد و همیشه به انگلیس بدهکار بود و تابع امر کاخ الیزابت و تحت امر سیاست مداران انگلیس بود . ایران هیچ دستاوردی در زمان پهلوی نداشت . 

ریل آهن که تنها افتخار پهلوی بوده فقط برای انتقال ادوات جنگی و لجستیک ارتش متفقین از جنوب ایران به شمال ساخته شد . 

جاده سازی ، ساخت دانشگاه و دیگر زیر ساخت ها در تمام دوره های تاریخی ایران صورت گرفته و به نظر نمی رسد که جزو افتخارات باشد . البته این گونه موارد نیز با سرعت کمی صورت می گرفت و حتی در آن زمان پایتخت نیز از امکانات خاصی نسبت به سایر نقاط جهان برخوردار نبود.

فروش بحرین در پهلوی

مقایسه فروش بحرین در زمان پهلوی و عهدنامه ترکمنچای در زمان قاجار

حکومت پهلوی به راحتی بحرین را به عربستان واگذار کرد ، اما حکومت قاجار پس از چندین جنگ سخت و خیانت مقامات سیاسی وقت که دنبال تعامل و گفتگو بودند ، مجبور به عقد عهدنامه ترکمنچای شد . در واقع ایران در عهدنامه ترکمنچای ایستاده مرد !!

مختصری از ترکمنچای

عباس میرزا و عهدنامه ترکمنچای

پس از عهدنامه گلستان، دوره دوم جنگ‌های ایران و روسیه آغاز شد. در این میان جنگ گنجه مهم‌تر از همه می‌نمود عباس میرزا فرمانده سپاه ایران با حرکت به سوی گنجه در این منطقه سنگر گرفت. در این میان پاسکویچ فرمانده سپاه روس نیز خود را به این منطقه رساند. ابتدا عباس میرزا به دلیل برخی آشفتگی‌ها در سپاه خود خواست که جنگی اتفاق نیافتد اما تلاش او مؤثر نیفتاد و جنگ وسیعی در این منطقه درگرفت.

در پایان نیز سپاه روس فاتح میدان شد. عباس میرزا سرانجام در ناحیه ترکمانچای خواست که جلوی پاسکویچ را بگیرد اما در آنجا نیز شکست خورد و سرانجام مجبور شد که شرایط صلح را بپذیرد.

در این زمان اشخاصی وجود داشتند، مثل سال های اخیر در ایران که افزایش قدرت موشکی ایران را دوست ندارند!! و این باعث عهدنامه ننگین ترکمچای شد. خائنین در تمام ادوار تاریخ ایران وجود داشتند و به علت عدم درک مردم زمان خود طرفداران زیادی هم داشتند و دارند !

با قتل سیسیانوف فرماندهی سپاه روسیه به عهده گودوویچ افتاد (این دوران هم‌زمان است با فعالیت‌های ژنرال گاردان در تقویت نظامی ایران). گودوویچ در سال ۱۲۲۳ هـ. ق غافلگیرانه به ایروان حمله برد اما شکست خورد و برگشت. عباس میرزا برای تنبیه سپاه روسیه از تبریزبه نخجوان رهسپار شد و طی چند نبرد در اطراف شهر ایروان و دریاچه گوگچه سپاهیان روس را مغلوب کرد.

در سال ۱۲۲۵ (قمری) حسین خان قاجار حاکم ایروان در برابر روس‌ها شورش کرد و جمع زیادی از آن‌ها را به اسیری گرفت و عازم تهران کرد. این روزها (۱۲۲۶–۱۲۲۵ قمری) مقارن با خروج گاردان از ایران و ورود هیئت نظامی انگلیسی به ایران است. در این زمان روس‌ها خواستار صلح با ایران شدند، اما شرایط آن‌ها این بود که مکان‌های متصرفه در تصرف آن‌ها بماند، همچنین ایران به آن‌ها اجازه عبور از داخل کشور برای حمله به عثمانی را بدهد که دولت ایران این تقاضاها را نپذیرفت.

پس از ورود گور اوزلی به ایران، و به علت رابطه دوستی که در این دوره میان انگلیس و روسیه ایجاد شده بود؛ وی بر آن شد که بین ایران و روسیه صلح برقرار کند و خواستار آن شد که افسران انگلیسی که در سپاه ایران بودند از جنگ با روسیه دست بردارند.
چون عباس میرزا اصرار داشت جنگ ادامه یابد، جنگ ادامه یافت و سپاه ایران در محل اصلاندوز کنار رود ارس در بخش مرکزی اهر مقیم شدند. در این هنگام روس‌ها غافلگیرانه به اردوی ایران حمله کردند. اگر چه سپاه ایران مقاومت زیادی نشان داد اما به علت اختلافاتی که بین سپاه ایران پیش‌آمد، نیروهای ایرانی مجبور به عقب‌نشینی به سمت تبریز شدند. فرمانده سپاه روسیه پس از فتح اصلاندوز، آذربایجان را از هر دو طرف مورد تهدید قرار داد.
در این زمان ترکمانان خراسان شورش کردند و شاه ایران که در صدد آماده کردن سپاهی برای سرکوب نیروهای روسی بود به علت اوضاع ناآرام در چند جبهه تقاضای صلح کرد. با امضای قرارداد ترکمنچای و پایان جنگ‌های ایران و روس، عباس میرزا برای برقراری نظم و سرکوب شورش ترکمن‌ها به خراسان رفت. او در سال ۱۲۱۲ خورشیدی در مشهد درگذشت. مقبره او در کنار ضریح حرم امام رضا ع قرار دارد. روحش شاد و یادش گرامی .
شورش در زمان جنگ باعث از بین رفتن منافع ملی می شود! حال جنگ نظامی باشد یا اقتصادی یا فرهنگی 
بنابر نظریه‌ای که توسط عباس امانت در یک سخنرانی در دانشگاه لس آنجلس بیان گشته آمده‌است که: «به علت مشکلات روی داده در دوره افشاریه و دوره زندیه سرزمین ایران دارای ناامنی‌های داخلی (مانند ناامنی‌های جاده‌ای) بود و ارتباط با خارج از کشور از جنوب و شمال ایران کاهش یافته بود و زمانی که دولت قاجاریه به وجود آمد ایران از نظر اقتصادی و سیاسی در وضعیت بدی به‌سر می‌برد و اولین انسجام ایران به شکل امروزی مدیون آقا محمدخان قاجار است هرچند که در زمان پادشاهان بعدی قاجاریه بخش‌هایی از ایران جدا شدند ولی خاک اصلی به صورت یک دولت متحد از زمان آقا محمدخان قاجار به بعد شکل گرفت و از نظر مورخان آن دوره وی به عنوان قهرمان ایران شناخته می‌شد و با وجود آغاز جنگ‌های عقیدتی که از زمان وی آغاز شد ولی ایران از نظر جنگ‌های داخلی به ثبات نسبی‌ای رسید».
فروش بحرین در پهلوی
شاید هر کسی شرایط محمد رضا شاه را داشت همین کار رو می کرد چون راه دیگری نداشت .
اول اینکه متکی به نیروی خارجی بود و در واقع دست نشانده انگلیس بود. 
دوم اینکه نیروی نظامی مقتدری نداشت.
سوم اینکه فاقد هرگونه غیرت ایرانی بود و فقط نام شاهنشاهی 2500 ساله را یدک می کشید . او هیچ وقت نتوانست و نمی توانست همانند آقا محمدخان قاجار ، شاه عباس صفوی ، نادر شاه افشار ، کوروش کبیر و سایر حاکمان ایران باشد، پون دست نشانده خارجی بود، این تفاوت بسیاری بین محمد رضا پهلوی و سایر پادشاهان مقتدر ایران ایجاد می کرد.
فروش بحرین در زمان پهلوی 

نویسنده : احمد فریدونی
((( اگر ایران همان‌طور که حاکمیت خود را بر اروندرود درمقابل عراق با یک تحرک نظامی تثبیت کرد، در مورد بحرین هم دست به چنین تحرکی می‌زد و حتی در منامه قشون پیاده می‌کرد، زده بود و برده بود و به سرنوشت آرژانتین (یعنی مقابله نظامی بریتانیا) دچار نمی‌شد. هر چند خلاف آن، یعنی نوعی واکنش نظامی بریتانیا و حتی عراق، هم در برابر این اقدام نظامی برای اعاده حاکمیت ایران بر بحرین، دور از ذهن نبود. 

تاریخ بحرین

مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از امپراتوری ایران پیش از اسلام بوده است،‌ ولی اعراب ساکن آن جزیره به علت دوری از شعاع عمل حکومت و نیروهای مرکزی ایران به طور مکرر مشکلات و دردسرهای زیادی برای حکومت مرکزی ایران ایجاد می‌کردند؛‌ بنابراین منطقه خلیج فارس را توأم با اغتشاش و آشوب و راهزنی ساخته بودند. تا اینکه شاپور دوم پادشاه ساسانی ( ملقب به شاپور بزرگ و ذوالکتاف ،‌309-337 م) با قوای کامل و کشتیهای متعدد جنگی به بحرین لشکرکشی کرد و شورشیها را با شدت عمل سرکوب کرد. به نحوی که تا زمان سقوط دولت ساسانی به دست اعراب ( 651.م) آرامش کاملی در آنجا برقرار بود. عربها بعد از اسلام تشکیلات اداری سرزمینهای فتح شده را تغییر نمی‌دادند؛‌ زیرا تشکیلات اداری که جانشین آن کنند نداشتند به جای آن،‌ از مردم آن سرزمینها که آنها دارای تمدن و فرهنگی درخشان و بعضا بالاتر از تمدن اعراب بودند برای ایجاد و اداره تشکیلات اداری– اسلامی استفاده می‌نمودند و این روش به آنان کمک شایانی می‌کرد.1

پس از حمله اعراب به ایران و اشغال این کشور،‌ بحرین کماکان جزء ایران اسلامی باقی ماند و تا قبل از به قدرت رسیدن سلسله صفویه- که پس از مدتهای طولانی ایران مجددا دارای یک حکومت واحد و متمرکز شد- سرزمین ایران شاهد حکومتهای غیرمتمرکز و محلی متعددی بود که همواره در رقابت قدرت و جنگ و نزاع با یکدیگر بودند،‌ بویژه اینکه ‌حمله وحشیانه و گسترده مغولها به ایران نیز (‌در سال 1220 .م )‌همه چیز را بکلی دگرگون و آشفته ساخت. تا اینکه در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج فارس (‌در سال 1506 )،‌ بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌در سال 1521 ) به تصرف و اشغال آنها درآمد. پس از گذشت حدود یک قرن از اشغال پرتغالیها،‌ شاه‌عباس در سال 1602 با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی آزاد کرد و مجددا به ایران ملحق شد . پس از آن، ‌مجمع الجزایر بحرین مدت 180 سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. سپس،‌ در سال 1783 (‌یا 1782 ) شیخ احمد بن خلیفه ‌ از قبیله ‌بنی عتبه ‌ و از خاندان ‌خلیفه ‌ که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود‌ به این سرزمین حمله و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت. از آن پس،‌ حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی– استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان ‌ خلیفه ‌ ( آل خلیفه )‌ قرار گرفت.  )))

در بالا خواندید که ترکمچای با مقاومت زیاد از دست رفت و حال موضوع فروش بحرین
فروش بحرین در پهلوی

در سال 1336ه.ش مجلس شورای ملی، طرح الحاق بحرین به کشور به عنوان استان چهاردم را تصویب کرد [1] و ایران بر حاکمیت خود بر این جزیره تاکید کرد.
در همان زمان در ایران شایعه­‌ای قوت گرفت که در آن دولت عربستان در صدد تاسیس اتحادیه­‌ای است که در آن بحرین نیز به عنوان کشوری مستقل شرکت دارد.

نخست­‌وزیر وقت ایران منوچهر اقبال در جواب یکی از نمایندگان مجلس درباره این شایعه گفت: «ما روابط سیاسی خود را با هر دولتی که سعی می­‌کند پیمانی با بحرین ببندد تا ابد قطع خواهیم کرد. چه گونه اقدامات را روشی خصمانه نسبت به خود شناخته و تجاوزی علیه حق حاکمیت خویش می­‌دانیم و تا آخرین قطره خون خود با آن مبارزه خواهیم کرد.[2]» البته به نظر می­‌رسد این گفتارها و مطالب از حد شعار خارج نشد؛ زیرا در همان سال دولت عربستان با حاکم بحرین موافقت­نامه‌­ای را در مورد اکتشاف و بهره ­برداری از منابع نفت خلیج فارس امضاء کرد.

وزیر امورخارجه ایران نسبت به این موضوع اعتراض کرد و آن را تجاوز به حقوق ایران و غیر معتبر خواند؛[3] ولی هیچ­گاه این اعتراضات و شعارها به قطع رابطه با عربستان منجر نشد.
همچنین در سال 1347ه.ش پادشاه عربستان از امیر بحرین به عنوان رئیس یک کشور استقبال کرد. محمدرضا شاه پهلوی در اعتراض به این استقبال، سفر خود را به عربستان سعودی لغو کرد؛[4] ولی این اعتراض نیز به جایی نرسید و پس از طی مذاکراتی که به امضای موافقت­نامه نیز انجامید، شاه ایران در آبان همان سال به طور رسمی از عربستان سعودی دیدن کرد[5].

به هر صورت دولت ایران پس از مدتی به خاطر ترس از آمریکا و انگلیس و یا آماده­ کردن کشورهای عرب از جمله عربستان برای پذیرش معامله بحرین با جزایر سه گانه تنب کوچک و تنب بزرگ و ابوموسی[6] و یا علل دیگر، ادعای خود را راجع به مالکیت بحرین مسکوت گذاشت و شاه ایران در توجیه کار خود گفت: «اکثریت ساکنان آن جزیره عرب هستند و به زبان عربی سخن می‌­گویند. به لحاظ اقتصادی مجمع­ الجزایر بحرین دیگر اهمیت ندارند. زیرا نفت آنجا تمام شده و صید مروارید نیز صرفه اقتصادی ندارد. از نظر اهمیت استراتژیکی و سوق ­الجیشی با وجود تسلط ایران بر تنگه هرمز، آن جزایر ارزشی ندارند. از جهت امنیتی هم حفظ آن سرزمین پرهزینه و مستلزم استقرار یکی دو لشکر در آنجاست[7].»

پس از مدتی نماینده ایران در سازمان ملل متحد نیز بر گزارش سازمان ملل متحد مبنی بر استقلال بحرین صحه گذاشت و از آن حمایت کرد و بحرین به طور رسمی از ایران جدا شد[8].

[1] . دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج11، ص 411
[2] . گزیده اسناد خلیج فارس، ج3 ، ص174، سند شماره 45 و ص180، سند شماره 47 و ص 184، سند شماره 47 و ص 180، سند شماره 47
[3] . گزیده اسناد خلیج فارس، ج3، ص 195، سند شماره 54
[4] . زندفر، فریدون، ایران و جهانی پرتلاطم خاطراتی از دوران خدمت در وزارت امور خارجه، تهران، نشر شیرازه، چاپ اول، 1379، ص 63
[5] . زندفر، فریدون، پیشین، ص 65
[6] . احمدی، حمید، روابط ایران و عربستان در سده بیستم، تهران، مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، چاپ اول، 1386، ص243 و اخوان کاظمی، بهرام، مروری بر روابط ایران و عربستان در دو دهه اخیر، قم، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1373، ص15
[7] . گفتگو با مشاهیر ایرانی مهدی آذر  امیرخسرو افشار  صادق امیرعزیزی  علی ایزدی، تدوین دانشگاه هاروارد،بی جا، بی تا، مصاحبه با امیرخسرو افشار، بخش سوم، ص 18و 19
[8] . علم، اسدالله، گفتگوهای من با شاه خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم، تهران، نشر طرح نو، چاپ اول، 1379، ج1، ص 237

فروش بحرین در پهلوی

اسدالله علم
حتی علم هم نمی‌توانست احساس سرافکندگی نکند: «شورای امنیت به اتفاق، میل مردم بحرین را در داشتن استقلال کامل تصویب کرد. نماینده ایران هم فوری آن را پذیرفت. خنده‌ام گرفته بود؛ گوینده رادیوی تهران طوری با غرور این خبر را می‌خواند، که گویی بحرین را فتح کرده‌ایم. ولی این خنده، به آن معنی نیست که من با این کار مخالفت دارم. شاید طرز اجرای آن، یا در اصل مطلب که همه اقلیت‌های ایرانی در همه شیخ‌نشین‌ها به رسمیت شناخته بشوند،… حرف داشته باشم. ولی حال که آن نشد با این راه‌حل موافق هستم. غیر از این نمی‌شد.» (اسدالله علم، همان، ج2، ص48و49)

خدشه بر غرور ملی: طبیعی بود که مردم و گروه‌ها ناراضی باشند. لااقل چند سالی بود که مردم سعی می‌کردند خاطرات تلخ عصر قاجار را فراموش کنند. اما حالا و در قرن بیستم و در حالی که همه تصاویر بزرگ از ایران شاهنشاهی ترسیم می‌کردند، یک جزیره از ایران جدا شد. بحرین نه پس از چند سال جنگ ناموفق با یک ابرقدرت دنیا چنانچه که در نبردهای ایران و روس اتفاق افتاد، بلکه بر اساس مشتی توهمات و خودباختگی‌ها برای همیشه از ایران جدا شد. 

بخاطر ضعف نظامی سه جزیره ای که برای ایران بود با بحرینی که برای ایران بود معامله شد!! “دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها“.

فروش بحرین در پهلوی

ننگین تر از ترکمانچای

در مقام مقایسه عهدنامه ترکمانچای، که از بدنام ترین و ننگین ترین معاهده های استعماری به شمار می رود، با جدایی بحرین، باید به این نکته مهم توجه داشت که با همه ابعاد ناراحت کننده، عهدنامه ترکمانچای، پس از دوره دوم جنگ های ایران و روسیه و شکست ایران در این جنگ وسیع امضا شد؛ اما در موضوع جداشدن بحرین از ایران، نه تنها هیچ برخورد نظامی بین ایران و کشورهای ضعیف عربی در آن دوران رخ نداد، بلکه به نوعی داوطلبانه و با ظاهرسازی بخشی از خاک ایران از آن جدا شد. غیر از این مسئله که بیانگر اوج ذلت پهلوی دوم بود، مسئله دیگر، ارزش استراتژیک بی نظیر بحرین است. هر چند در قراردادهای ترکمانچای و گلستان، ایران 263700 کیلومتر مربع از خاک خود را از دست داد و بحرین با احتساب آب های اطرافش از این منطقه بسیار کوچکتر است اما ارزش راهبردی بحرین، به عنوان نبض حیاتی خلیج فارس و گذرگاه نفتی، هم از نظر اقتصادی و هم از حیث سیاسی و نظامی به مراتب از سرزمین های از دست رفته در قرارداد ترکمانچای و گلستان بیشتر است. بنابراین شاید بتوان گفت که این قرارداد به نوعی ننگین تر از معاهده ترکمانچای و گلستان بود.

خرمشهر و جمهوری اسلامی ایران

خبرگزاری مهر – گروه استان‌ها: بعدازظهر ۳۱ شهریور ماه سال ۵۹ خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. انبوهی از آتش خمپاره‌ها و توپ های دشمن که روی شهر می ریخت، همه را غافلگیر کرده بود. شهر در آتش می‌سوخت و صدای انفجار لحظه‌ای قطع نمی شد. طولی نکشید که بیمارستان پر شد از مجروحان و شهیدان. زنان و کودکان و سالخوردگان، آواره بیابان ها و جاده ها شده بودند. مردم به خصوص جوانان رو به مسجد جامع(نماد مقاومت) و دیگر پایگاه ها آوردند تا برای مقاومت سازماندهی شوند.

ناکامی دشمن در اشغال سریع خوزستان
 
گروه های مقاومت به سرعت شکل گرفت و در محورهای هجوم، جنگ و گریز شروع شد. آن طرف از توپخانه، تانک، خمپاره انداز، مسلسل های سنگین و قوای زرهی بهره می برد و این طرف فقط چند تفنگ ام‌یک، ژ۳، بطری های آتش زا و چند آرپی جی داشت. ۳۴ روز مقاومت و تلاش در این وضعیت اگر چه بسیاری از مدافعان شهر را به کام شهادت کشاند ولی دشمن را در دستیابی سریع به اهدافش و اشغال سریع خوزستان ناکام گذاشت. هر چند که خرمشهر، خونین شهر شد و به دست دشمن افتاد.

خرمشهر اشغال شد

در روز ۴ آبان ۱۳۵۹ شهرستان خرمشهر در استان خوزستان پس از بیش از یک ماه مقاومت رزمندگان ایرانی و نیروهای محلی، به اشغال کامل ارتش بعثی عراق درآمد.

نیمه شب سوم آبان بود که نیروهای ارتش بعثی با سازماندهی و تجهیز لشکرهای مستقر در جبهه خرمشهر و همچنین فراخوان نیروهای تازه‏‌نفس به این جبهه، هجومی وسیع و گسترده را به شهر آغاز کردند و پس از جنگی نابرابر، وارد خیابان‏‌های خرمشهر شدند. رزمندگان و مردم شهر در اطراف پل خرمشهر که حالا به نام خونین‌شهر شناخته می‌شد، تلاش بسیاری کردند تا از پیشروی نیروهای صدام جلوگیری کنند، اما سرانجام در غروب چهارم آبان، غرب خرمشهر به دست دشمن افتاد و تراژدی تلخ خونین‌شهر رقم خورد.

بهنام محمدی که بود

بهنام محمدی نیز یکی دیگر شهدای خرمشهر است که تنها ۱۳ سال داشت و در زمینه شناسایی به رزمندگان کمک می کرد.

این شهید در دوران دفاع مقدس و هجوم دشمنان به خرمشهر، راه مبارزه با متجاوزان را در پیش گرفت، او با همان جسم کوچک اما روح بزرگ و دل دریایی به قلب دشمن می زد و با وجود مخالفت فرماندهان، خود را به صف اول نبرد می رساند تا از شهر و دیار خود دفاع کند.

بهنام چندین بار نیز به اسارت دشمن درآمد؛ اما هر بار با توسل به شیوه‌ای از  آنان گریخت و باز به نبرد و دفاع پرداخت. او با بهره گیری از توان و جسارت خود می توانست اطلاعات ارزشمندی از موقعیت دشمن را به دست آورده و در اختیار فرماندهان جنگ قرار می داد.

گاهی می رفت درون خانه پیش عراقی ها می نشست، مثل کر و لال‌ها و از غفلت عراقی ها استفاده می کرد و خشاب و فشنگ و حتی کنسرو برمی داشت و برمی گشت. همیشه یک کاغذ و مداد هم داشت که نتیجه‌ شناسایی را یادداشت می کرد. پیش فرمانده که می رسید، اول یک نارنجک، سهم خودش را از غنایم برمی داشت، بعد بقیه را به فرمانده می داد.

در تمام روزهای مقاومت از ۳۱ شهریور تا ۲۸ مهر ۵۹ در خرمشهر ماند و عاقبت بر اثر اصابت ترکش خمپاره در خرمشهر به شهادت رسید. 

پیکر وی قطعه شهدای کلگه شهرستان مسجد سلیمان شهر آبا به خاک سپرده شد. سیده زهرا حسینی در کتاب «دا» بهنام محمدی را چنین توصیف می‌کند: «بهنام محمدی نوجوان ۱۳ساله‌ای که از فرط کوچکی جثه، اسلحه ژ-۳ اش روی زمین کشیده می‌شد، با گشت زدن در محله‌ها نیروهای رزمنده را از نقاط نفوذ دشمن مطلع می‌ساخت، او روزهای آخر مقاومت خرمشهر با اصابت ترکشی به قلب کوچکش به شهادت رسید.»

ماجرای تدفین مجدد شهید بهنام محمدی به سال ۱۳۸۹ برمی‌گردد.

شهید بارها به خواب دوستان و آشنایان می‌آید و می‌گوید که مزارش خراب شده و آب وارد آن شده است. پس از آن مسئولان تصمیم می‌گیرند که قبر این شهید را جابه‌جا کنند. این اتفاق با حضور مهندسان و با قالب‌گیری بتنی مزار شهید انجام شد.

آزادسازی خرمشهر

هر چند خرمشهر در چهارم آبان ۵۹ سقوط کرد و دشمن بعثی، در ادامه تجاوزات خود، علاوه بر غارت کامل شهر، حتی به منازل خرمشهر رحم نکرد و برخی از آن‌ها را با ۳۰۰ تن تی.‌ان.‌تی به طور کلی تخریب کرد اما مقاومت مردم و رزمندگان تا ۲۰ ماه بعد ادامه یافت.

پس از بررسی های بسیار و انجام چند عملیات مقدماتی، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح‌المبین در حالیکه قوای ارتش عراق در منطقه بومی خرمشهر تقویت می شدند به تمامی یگانهای تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا با بازسازی و تجدید قوا به شناسایی  و طراحی عملیات بپردازند.

بدین ترتیب عملیات «بیت المقدس» در منطقه غرب رود کارون و جنوب غربی اهواز و شمال خرمشهر با رمز «یا علی بن ابی طالب(ع)» در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ آغاز شد. اما حساسیت و اهمیت هدف های ایران و عراق در این منطقه موجب شد که عملیات به مدت ۲۵ روز به درازا کشد و در نهایت رزمندگان اسلام، درحالی که در شرایط بسیار دشوار آب و هوایی می جنگیدند، در اوج اقتدار، خرمشهر را آزاد کردند.

طی عملیات آزادسازی خرمشهر که در چهار مرحله اجرا شد، نیروهای مسلح ایران که شامل، ۱۳۵گردان متشکل از ۴۵ گردان ارتش، ۹۰گردان از سپاه و بسیج به علاوه نیروهای ژاندارمری، کمیته انقلاب اسلامی، شهربانی و جهاد سازندگی بودند، در برابر هفت لشکر دشمن به علاوه نیمی از ادوات، توپخانه، امکانات مهندسی و زرهی ارتش عراق قرار گرفتند، ضمن اینکه ارتش عراق با کمک عوارض طبیعی موجود در منطقه (رودخانه کارون، اروند، کرخه، هورالهویزه) به دفاع از موقعیت خود در این عملیات پرداخت.

در این عملیات، عراق برای حفظ خرمشهر هر چه در توان داشت به کارگرفت، چندان که غرب جاده اهواز- خرمشهر را در ابعاد یک کیلومتر از موانعی نظیر خودرو، تیر آهن و حتی دکل های برق را به طور عمود پر کرد و با مین‌گذاری در این منطقه امکان هلی‌برد نیروها را غیر ممکن کرد، اما سرانجام با مجاهدت و ایثار رزمندگان اسلام، عراق به دلیل ناتوانی در حفظ برتری نظامی و امید به تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران، ناچار به عقب نشینی از خرمشهر شد.

به این ترتیب، خرمشهر که پس از ۳۵ روز مقاومت، در تاریخ ۴ آبان ماه ۱۳۵۹ اشغال شده بود پس از ۵۷۵ روز در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ آزاد شد. ۱۹ هزار اسیر عراقی و ۱۶ هزار کشته و مجروح بخش کوچکی از هزینه‌ای است که ارتش عراق برای جاه‌طلبی بزرگ اشغال خرمشهر در جریان عملیات بیت‌المقدس متحمل شد.

با این حال دستاورد بزرگ بازپس‌گیری خرمشهر نه ۳۵۰۰۰ کشته و اسیر عراقی و نه حتی آزادی خونین‌شهر بود. دستاورد بزرگ‌تر عملیات بیت‌المقدس بازگشت روحیه و اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و تحمیل اضطراب و ترس بر ارتشی بود که ماه‌ها در پس‌لرزه‌های فرار از خرمشهر شب را به صبح می‌رساند. ایران البته در جریان این عملیات ۶۰۰۰ شهید (۴۴۶۰ شهید سپاه و ۱۰۸۶ شهید ارتش) و ۲۴ هزار مجروح داد. با این حال اثبات کرد که از قدرتی بزرگ‌تر از معادلات نظامی و پشتوانه‌ای به مراتب عظیم‌تر از مولفه‌های قدرت استراتژیک در حوزه دفاعی برخوردار است.

این است یکی از تفاوت های؛ قاجار ، پهلوی و جمهوری اسلامی ایران 

فروش بحرین در پهلوی

فرح دیبا: ما نسلی پرورش دادیم که انقلاب کرد، جنگید و از میهن دفاع کرد.

جواب : کاش شما کسانی را پرورش می دادید که از بحرین دفاع می کرد! این بچه ها با نام امام حسین ع به جنگ رفتند نه با نام پهلوی!!!

فروش بحرین در پهلوی     –        فروش بحرین در پهلوی       –          فروش بحرین در پهلوی

فروش بحرین در پهلوی     –        فروش بحرین در پهلوی        –        فروش بحرین در پهلوی

فروش بحرین در پهلوی     –        فروش بحرین در پهلوی       –          فروش بحرین در پهلوی

فروش بحرین در پهلوی     –        فروش بحرین در پهلوی        –        فروش بحرین در پهلوی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن